آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

اولین مراقبت

1393/1/18 23:41
نویسنده : مامان
241 بازدید
اشتراک گذاری

رفتم بهداشت برای مراقبت بعد از زایمان.فقط پرسید کی زایمان کردی.چطوری زایمان کردی.بچه چند کیلو بود.دور سرش چند بود.فشارمم گرفت.اینارو تو پروندم یادداشت کرد!این چطور مراقبتیه نمیدونم.

گفت بچه رو قد و وزن کردی.گفتم نه.گفت پونزده روزه باید مراقبت شه.

اون روز دیر بود دکتر رفته بود.فرداش با مامانم رفتیم.هیجده روزه بود.خدا رو شکر همش خواب بود.

وزنش شده بود چهار کیلو و صد و پنجاه.یعنی یک کیلو اضافه کرده بود.ولی صد و پنجاه گرم به خاطر لباساش کم کرد.

قدشم شده بود پنجاه و پنج.قدش پنج سانت بلند شده.

بردم دکترم دیدش گفت همه چی خوبه.

پرسید چطور شیر میخوره.گفتم با شیشه.گفت اصلا نباید بهش شیشه بدی.با قاشق بده.روز قبلم که برای نفخش بردیمش بیمارستان رفتم مشاوره شیر مادر.گفت با شیشه نده.یا با قاشق یا با سرنگ.دو سه روز این کارو بکن تا شیشه رو ترک کنه.

هر کی بهم میرسید همینو میگفت.همه میگفتن خودت تنبلی که با شیشه میدی.هرچی میگفتم خیلی تلاش میکینم با شیشه نخوره ولی فایده نداره باور نمیکردن.میگفتن بذار گشنه بمونه تا سینه رو بگیره.حتی تو بهداشت و مشاوره هم همینو گفتن.

اون روز که بردمش بهداشت از صبش با قاشق و سرنگ بهش شیر دادیم.ولی باز حاضر نبود سینمو بگیره.خیلی گشنه بود گریه میکرد.نصف شیری که میریختم تو دهنشو میداد بیرون.خوابشم میومد.

خوابش میبرد از گشنگی بیدار میشد.گریه میکرد.اونطوری خوب شیر نمیخورد.تا رفتیم بهداشتو برگشتیم خواب بود.

هر کاری میکردیم بدتر میشد.دیگه حاضر نبود اونطوری شیر بخوره.از هفت و نیم صبح تا دو و نیم بعد از ظهر من و مامانم هر کاری کردیم نتیجه نداد.همسری سر کار بود وگرنه اصلا نمیذاشت گشنه بمونه.

خیلی دلم براش میسوخت.خوابش میبرد با گریه بیدار میشد شیرم نمیخورد.هرچی میریختم تو دهنش میداد بیرون.بعد ماتش میبرد و میخوابید.دیگه طاقت نداشتم همش میگفتم مامان چی کار کنم.مامان گفت فایده نداره با شیشه بده.

اینقد گشنه و خسته بود که شیشه رو گذاشتم دهنش اولش نخورد.همش به سقف نگاه میکرد.کم کم شروع کرد خوردو زود خوابش برد.طفلی هلاک بود.بیچاره تا آخر شب همش خواب بود.بیشتر تو خواب شیر میخورد.نای بیدار موندن نداشت.

مامان گفت چطور میشه  دو سه روز اینطوری ادامه داد.بچه هلاک میشه.

همسری که برگشت همه رو براش تعریف کردم.با آرامش تا آخرشو گوش داد بعد گفت بار آخری باشه این کارو باهاش میکنی!!بذار شیرخشکی شه ولی بهش گشنگی نده.

خودمم اون چند ساعتو به زور دوام آوردم. گفتم بذار با شیشه بخوره.همینکه شیر خودمو میخوره کافیه.چطوریش مهم نیست.

آخر شب به مامانم گفتم دیگه خیالم راحته.تلاشمو کردم دیدم فایده نداره.مامان و همسری کلی بهم خندیدن.مامانم گفت منم همین احساسو دارم.

مگه اینکه خدا یه لطفی در حقمون بکنه و این بچه به سینم برگرده.وگرنه این دو سالو باید با شیشه سر کنه.از چند وقت دیگم کلا باید شیرخشک بخوره.اینطوری شیرم دو سال دوام نمیاره.

پسندها (1)

نظرات (7)

مامان خانمی
19 فروردین 93 12:12
امان از این بچه های وروجک با اینکه فسقلی هستنا ولی یه کاری رو نخوان انجام بدن زمین بریم آسمون بریم بازم انجام نمیدن.
مامان
پاسخ
با اینکه فقط چند روزشه ولی حرف حرف خودشه.
مامان عرفان
19 فروردین 93 15:19
http://ninipoosh2.blogfa.com سلام عزیزم به این وبلاگ سر بزن و نظرت رو بهم بگو.بنظر من قیمت لباساش خیلی به صرفه هست. اما باز به کمک شما نیاز دارم
مامان
پاسخ
چشم حتما.ولی فعلا کمی سرم شلوغه.در اولین فرصت میام.
سارا مامان اهورا
19 فروردین 93 19:04
موندم تو کار خدا ببین این نیم وجبی ها زورشون از ما بیشتره
مامان
پاسخ
واقعا.من و مامانم حریف این فسقلی نشدیم.
مریم مامان دیبا
21 فروردین 93 14:15
این ورجک ها کار خودشون رو انجام می دن و اصلا نمی شه حریفشون شد. دیبا 2 ماه تمام با شیر خشک قهر کرده بود و لب نمی زد به شیر خشک!! منم مجبور بودم از 20 روزگیش برم سرکار. هر چی راه حل به ذهن همه می رسید رو امتحان کردیم اما فقط شیر خودم رو می خواست. بعد خود به خود دوباره شیشه رو گرفت. به من هم می گفتن گرسنه بشه می گیره اما بچم از گرسنگی هلاک می شد و شیر خشک رو می ریخت بیرون و چنان سینم رو می گرفت که دل ادم کباب می شد. امان از این شیطون ها
مامان
پاسخ
بچه های این زمونه حرف کسی تو کتشون نمیره.فقط هرچی خودشون بخوان باید همون بشه.
مامان عرفان
22 فروردین 93 9:35
عزیزم ناراحت نباش تو مادر وظیفه شناسی هستی. تلاشتو کردی. انشالله خودش دهنش بزرگتر بشه از شیرت بیشتر میخوره. به امید خدا. یه نذری بکن
مامان
پاسخ
دو بار نذر کردم.زورم میاد بهم میگن تنبل.به مامانم گفتم باید از آرش وقتی نمیخواد از سینه شیر بخوره فیلم بگیرم به همه نشون بدم تا بدونن که خودش نمیخواد نه اینکه من نخوام.
مامان بردیا
23 فروردین 93 22:25
سلام عزیز خسته نباشی خیلی سخت بوده هم زایمانت و هم بیماری آرش به امید خدا کم کم اوضاع بهتر میشه به نظر من هم اینکه بچه شیر خشک بخوره یا از سینه شیر مادر یا از شیشه شیر مادر اونقدر مهم نیست تا اینکه آدم مجبور شه به بچه گرسنگی بده خیلی هم پسر ناز و خوشگلیه مراقب خودتون باشین
مامان
پاسخ
سلام گلم.ممنونم.به نظر منم خیلی مهم نیست با شیشه بخوره.اطرافیانم خیلی حساس هستن.گشنه موندن بچه هم مشکلی رو حل نمیکنه.مرسی عزیزم.
مامان ایلیان
24 فروردین 93 0:55
به حرف این پرستارو اینا گوش نده ایلیان منم همینجوری بود سینه رو نمیگرفت یا میگرفت دوباره ول میکرد هرجا میرفتم همینو میگفتن ولی خوب نمیتونن احساس مارو درک کنن. من واقعا تا 4 ماهگی ایلیان هر 3 ساعت براش از سینم شیر دوشیدم ولی متاسفانه دیگه شیرم خشک شد وگرنه میخواستم تا میتونم براش بدوشم. تو هم سعی کن براش بدوشی شیر خشک نفخ بچه رو یه ذره زیاد میکنه تازه اون موادی که تو شیر مادر هست تو خشکه نیست. سخته دوشیدن ولی عادت میکنی و از یه ورم بچه ی ادم مهمتره خوب ولی غصه نخور اصلا
مامان
پاسخ
نمیدونم چرا هرکی میشنوه سینه رو نمیگیره باور نمیکنه که منم تلاشو میکنم.شیر دوشیدن واقعا وقت گیره.منم از شیرخشم خوشم نمیاد.تا اونجایی که بتونم شیر خودمو بهش میدم.به خدا میگم اگه سینمو نمیگیره لاقل شیرمو زیاد کن تا مجبور نشم شیرخشک بهش بدم. طفلی نفخشم زیاده.براش شربت گرایپ واتر گرفتیم.